شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي ( مترجم : مجهول )

82

سيرت جلال الدين منكبرنى ( فارسى )

آنگه رو به شهر كردند ، و در يك روز دويست منجنيق با اسباب تمام نصب كردند ، و همه را در عمل آوردند ، و بعد از دو سه روز بر شهر مستولى شدند و آن را نيز در خرابى و نزول عذاب بديگر شهرها ملحق كردند . * آنگه فرمودند تا زمين آن را بمجارف راست كردند ، و بمثابت صحراى مستوى ، كه صخره‌اى كه سبب عثره‌اى تواند شد آنجا نتوان يافت ، گردانيدند . بعد از ان در آن مقام گوى باختند ، و بيشتر خلايق زير زمين مردند ، زيرا همه سردابها و نقبها داشتند ، و گمان مىبردند كه آن حصون مانع تقدير بيچون تواند شدن . و چون سلطان جلال الدّين از هند بدر آمد ، و اقليم خراسان را بگرفت ، و بر عراق و مازندران با وجود خرابى مستولى شد ، دفاين نشاور را هر سال بسى هزار دينار از وى بضمان گرفتند ، و بودى كه در يك روز همين مقدار بلكه زياده حاصل مىشد ، چه مالها با اصحاب در سردابها مانده بود . و اين قياس در ساير خراسان و خوارزم و مازندران و ارّان و آذربيجان و غور و غزنى و باميان و سيستان تا حدود هند مطّرد است . و اگر شرح خرابيها كه در اين اقاليم رفت بتفصيل ياد كرده شود تفاوتى كه باشد در اختلاف اسامى محصوران شهرها و محاصران كفّار خواهد بودن ، فحسب ، و إلّا در شمول إبادت و إهلاك و إحراق هيچ فرقى نيست . پس معلوم شد كه بر اجمال اقتصار اولى بود .